الشيخ محمد الصادقي الطهراني
48
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
پُر است از فهم و علم كه آنچه بر او وارد شود بهدرستى صادرش كند ( شبهه را بر طرف كند و نزاع را فيصله دهد ) و نه در مقامىكه بهاو واگذار شده اهليت دارد ، آنچه را او نفهمد و نداند و انكارش كند علمش نمىداند ، و جز آنچه خود فهميده ، فهمِ درستى براى ديگران نمىشناسد ، اگر چيزى بر او تاريك شد بر او پوشش مىنهد ( مباد كه او را نادان و نگران انگارند ) زيرا بهنادانى خود بهخوبى آگاه است : « تَضْرَخُ مِنْ جورِ قضائهِ الدِّماءُ » خونهاى مظلومان از ظلم قضاوتش فرياد مىكنند . « وَ تَعجُّ مِنْهُ المَواريثُ » و ميراثهاى زير و رو شده از او ناله سر مىدهند . بهخدا شكايت مىبرم از گروهى كه نادان زندگى مىكنند و گمراه و گمراهكننده مىميرند ، متاعى ناچيزتر از قرآن براى فروش ندارند ، اگر بهدرستى پيروى شود ، و نه گرانتر از همان قرآن اگر از اهدافش تحريف گردد ( قرآن بهمعنىِ خودش ارزان و بهمعنى دلخواهشان گران است ) چيزى منكرتر و زشتتر از معروف و معروفتر و بهتر از منكر نزد آنها نيست » . اين قاضيان و حاكمان شرع ! كه اميرمؤمنان از آنها ناله دارد تنها قضاتِ اهل سنّت نيستند ، كه برخى از آنها طبق موازين كتاب و سنّت و بر مبناى علم و عدالت از ديدگاه مذهبى خودشان حكم مىكنند ، بلكه شِكوِه از آن قاضى است كه چنان باشد چه سنّى باشد و چه شيعه « كه اين